سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386
ارجاع پرونده دو فعال جنبش زنان بهدادياري دادسراي انقلاب
به گزارش خبرنگار 'ايلنا'، بهدنبال بازداشت اين دو فعال جنبش زنان در روز سيزدهم اسفند سال 85 مقابل دادگاه انقلاب تهران، پرونده اي براي صدر و عباسقلي زاده در معاونت امنيت دادسراي انقلاب تشكيل شد اما اين معاونت پرونده را بهشعبه اول دادياري دادسراي انقلاب ارجاع كرد تا ادامه تحقيقات در اين پرونده در اين شعبه ادامه يابد.
ادامه مطلب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
افزايش جمعيت زير خط فقر
ادامه مطلب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
افزايش جمعيت زير خط فقر
ادامه مطلب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
افراد ناشناس با ورود به دانشگاه لرستان دانشجويان را ضرب و شتم كردند
ادامه مطلب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
يك فعال دانشجويي دانشگاه مازندران: مسئولان دانشگاه پاسخگو باشند
ادامه مطلب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
يك فعال دانشجويي دانشگاه مازندران: مسئولان دانشگاه پاسخگو باشند
ادامه مطلب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
جمعي از دانشجويان دانشگاه شهيد چمران بهوضع نامناسب غذا اعتراض کردند
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
فيلتر شكن تقديم به هر فرد نيازمند:
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
سربازان نهاد رياست جمهوري كارگران كاغذسازي كارون شوشتر را ضرب و شتم كردند
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
تجمع اعتراضي كارگران كاغذ سازي كارون مقابل دفتر احمدي نژاد
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
لغو سخنراني اسانلو در دانشگاه تهران توسط وزارت اطلاعات
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
پنج دانشجوي دانشگاه چمران اهواز بهيك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شدند
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
حمله سپاه پاسداران به مردم اقليد
ديروز در گورستان شهر اقليد بههنگام خاكسپاري جسد دو تن از كساني كه بهدست نيروهاي سپاه پاسداران كشته شدند، ميان مردم سوگوار و نيروهاي سپاه پاسداران درگيري روي داد و پاسداران بهميان سوگواران، گاز اشك آور پرتاب كردند.
در پي تأييد خبر كشته شدن دو تن از مأموران سپاه پاسداران بهدست مردم خشمگين اقليد، گزارشهاي رسيده حكايت از آن دارد كه مأموران حكومتي براي يافتن عاملان قتل اين دو عضو سپاه، جايزه اي بهمبلغ يكصد ميليون ريال تعيين كردند و در مساجد اقليد بهمردم گفته شده كه با معرفي عاملان اين رويداد جايزه بهآنها پرداخت خواهد شد.
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
اي شيادان...
وباره سلام,داشتم خبرها رو مي خوندم كه با اين خبر مواجه شدم: امام جمعه مشهد گفته است كه زنان بد حجاب، خفاشان شب و گرگان درنده روز هستند. ايشون همچنين نطق كردند كه گناه معضل بيحجابي و بد حجابي از سرقت و آدم كشي هم بدتر است. نمي دونستم بخندم يا گريه كنم. خنده به دليل چرندياتي كه از دهن اين (نمي دونم اگر مي تونم بگم آدم) فرد در مي آيد يا اينكه گريه از وضعيت اسفبار جامعه و اينكه يك مشت آخوند جمعه صبح ها يك سري از نوچه هاشون را دورشون جمع مي كنند, حرفهاي زشت و كثيف مي زنند و بعد با همين حرفها به اين نوچه ها به اصطلاح انگيزه مي دهند كه با ”معضل بدحجابي در جامعه“ برخورد كنند.
دوست دارم برم بيرون تو كوچه فرياد بزنم كه آخه به تو چه؟! به تو چه كه من مي خوام تو خيابون چطوري بگردم؟! به تو چه اگر يكي به من متلك مي پرونه؟! (از متلك ها و اذيت هاي بسيجي ها و جونورهاي كثيف خودتون كه بدتر نيست!) به تو چه كه مي خواهي ”امنيت“ منو تامين كني؟!!! بابا نخواستم! بذاريم راحت باشم. مي خوام نفس بكشم چون واقعا دارم خفه مي شم!
خوب حالا كه اين حرفها را زدم, كمي آروم تر شدم. شايد يك زره راه نفسم باز تر شد. شايد.
با خودم فكر كردم كه آخه خدا جون, اين چه موجوداتي اند كه شدن حاكمان ايران؟ آخه ديگه زورگويي هم حدي داره. اگر حرفهاي اين يارو درست باشه, يعني هم من, هم همه دوستام و هم همه دوستاي دوستام و هم... از آدم كش هم بدترند. من راستش زياد آدم مذهبي و اسلام شناس نيستم. اما مسلمان كه هستم و سوگند مي خورم كه اين چيزها هيچ ربطي به اسلام ندارند. حاضرم جونمو براي اين حرف بدم. براي همين اين حرفهايي كه اينا مي زنند منو از اسلام و اينا به اصطلاح ”زده“ نمي كنه. فقط به اين نتيجه مي رسم كه حاكمان ما معلوم نيست چه ديني دارند, چون اسلام كه نيست...
در يك جاي ديگه اين آخوند گفت: تامين امنيت ناموس مردم از مسائل معيشتي و حتي جان و مال مردم هم مهمتر است!
آره جون ..! بايد به اين آقا گفت كه شايد اينو نمي دوني, اما فقط جهت اطلاع, امنيت من با گرفتن تذكر براي اينكه روسري ام كمي عقب است و ... تامين نمي شه. اتفاقا بيشتر احساس ناامني مي كنم كه هر مردي كه تو خيابون يونيفرم پوشيده فكر مي كنه از اين حق برخورداره كه به من اولا تا دلش مي خواد چشم چروني كنه! (پس چي شد ”ناموس“ مردم؟) بعدش هم بگه كه چطوري بايد لباس بپوشم!
خلاصه, شايد فهميده باشيد كه با خوندن اين خبر, من در واقع نه خنديدم و نه گريه كردم. نه, هيچ كدوم رو نكردم. فقط باعث شد او آتشي كه درونم خيلي وقته داره شعله مي كشه, شعله ور تر بشه. يكي از اين روزها فكر كنم شعله هاش اونقدر زياد بشه كه ديگه كنترل تو دست خودم نباشه. يكي از اين روزها...
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
دو تن ديگر از فعالآن زن بهزندان محکوم شدند
اين تجمع دوازدهم ژوئن (22 خرداد) سال گذشته برگزار شد و مأموران پليس بهدليل اينکه شرکت کنندگان مجوزي براي برگزاري اين تجمع کسب نکرده بودند اقدام بهمتفرق کردن جمعيت کرد و شماري از شرکت کنندگان را دستگير کرد و در مواردي مورد ضرب و شتم قرار داد.
بازداشت شدگان پس از مدتي آزاد شدند اما براي آنان پرونده هايي در دادگاه انقلاب تهران تشکيل شد.
شبعه ششم دادگاه انقلاب تهران، فريبا داوودي مهاجر را که ازجمله شرکت کنندگان بود نسبت بهبرگزاري اجتماع غيرقانوني و 'تباني جهت ارتکاب جرم' مجرم شناخته و بهيک سال زندان و سه سال حبس تعليقي محکوم کرده است.
همين دادگاه، خانم داوودي مهاجر را از اتهام 'تبليغ عليه نظام' تبرئه شده است.
آن گونه که محمد شريف، وکيل فريبا داوودي مهاجر گفته، وي در حال حاضر در خارج از ايران بهسر مي برد.
شعبه ششم دادگاه انقلاب در عين حال يکي ديگر از تجمع کنندگان بهنام سوسن طهماسب را نسبت بهاقدام عليه امنيت ملي مجرم شناخته و بهشش ماه زندان و يک سال و نيم حبس تعليقي کرده است.
پيشتر، شعبه سيزدهم دادگاه انقلاب تهران، آزاده فرقاني، از ديگر شرکت کنندگان تجمع ميدان هفت تير را بهدو سال حبس تعليقي محکوم کرده بود.
احکامي که در مورد اين فعالآن زن صادر شده هنوز قطعي نيست و در صورت اعتراض آنان بايد بهتأييد دادگاه تجديدنظر برسد.
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
اعتراضات گسترده دختران پلي تکنيک بهمحدوديت هاي پوششي
يک عضو کميته حقوق بشر در همين ارتباط بيان کرد: مديريت بهتر است هرچه سريع تر نسبت بهرسيدگي بهاين مسأله اقدام نمايد و محدوديت ها عليه پوشش دختران بهدستور هر کسي که باشد لغو گردد. در غير اين صورت عواقب اعتراضات متوجه مديريت خواهد بود. شوراي صنفي دانشگاه نيز در حمايت از اقدام دانشجويان پلي تکنيک در همان روز بهصدور بيانيه اي پرداخت.
گزارش “ري را” از روند اعتراضات:
اعتراضات گسترده دختران پلي تکنيک
چندي است که در کنار درب هاي ورودي دانشگاه پلي تکنيک و نيز برخي دانشگاه هاي ديگر شاهد برخورد ناپسند و نادرست انتظامات با نوع پوشش و آرايش دانشجويان هستيم. اين عمل که از ابتداي سال آغاز شده و با گذشت زمان فزوني يافته است در حالي توسط مديريت دانشگاه مورد تاييد قرار مي گيرد که اين امر اعتراض جمعي بسياري از دانشجويان علي الخصوص دانشجويان دختر را برانگيخته است. در همين راستا جمعي از دانشجويان ضمن صدور بيانيه اي بهجمع آوري امضا در سطح دانشگاه و سلف دختران در اعتراض بهاين روند نموده اند.
هدف اصلي اين بيانيه توجه بهشان و منزلت دانشجويان در رويه هاي در پيش گرفته شده توسط تصميم گيرندگان عرصه دانشگاه است. چرا که اين برخورد ها نه تنها منجر بهحل مشکلات موجود نمي شود بلکه بي اعتمادي ميان دانشجويان و مديريت دانشگاه را دامن خواهد زد.
وقتي دانشجو در کنار درب ورودي دانشگاه – مکاني که وي در آن مظاهر جامعه مدني را جست و جو مي کند- با وراندازي چهره و لباسش توسط نگهبانان روبرو مي شود و پس از آن براي ورود بهدانشگاه بايد در آن مکان اقدام بهتعويض لباس يا گرو گذاشتن کارت دانشجويياش نمايد ديگر نمي توان انتظار روابط سالم مبتني بر احترام متقابل را از دانشگاه و قشر تحصيل کرده آن داشت.
جمع آوري امضاهاي اين بيانيه که با حرکتي خودجوش از 8 مارس آغاز گرديده است چندين هفته بدليل تعطيلات نوروزي بهوقفه افتاد و در نهايت با بيش از 700 امضا که غالب آنرا دانشجويان دختر تشکيل مي دهند در روز گذشته بهپايان رسيد و ديروز توسط تني چند از جمع آوري کنندگان آن بهدفتر دکتر رهائي رياست دانشگاه واقع در طبقه هفتم ساختمان دانشکده بين الملل تحويل داده شد و از وي بهنمايندگي از کليه دانشجويان معترض براي بيان اين اعتراض همگاني وقت گرفته شد. لازم بهذکر است که شوراي صنفي دانشگاه نيز طي بيانيه اي حمايت خود را از اين اقدام عنوان نموده است.
متن کامل بيانيه:
بي ترديد دانشگاه در حيات نه چندان طولاني خود همواره تجليگاه خرد ورزي و عقلانيت بوده است. ذکر همين نکته کافي است تا از هر گونه سياست و تدبير اتخاذ شده خردگريزانه اجتناب شود و هيچ حکم خلاف عقلي در آن صادر نگردد.
وجود تعامل آشکار ميان دانشگاه در ابعادي جزيي تر و جامعه بهمثابهي سطحي کلان تر حاکي از تاثير و تاثرات متقابل اين دو حوزه است. از يک سو قانون تفکيک و پذيرش جنسيتي در کنکور تحت عنوان قداست جنسيتي در مجلس يعني در سطح کلان تصميم گيري جامعه مطرح مي شود و از سوي ديگر در دانشگاه محدوديت براي دختران افزايش مي يابد که بي شک مبناي همه اين رويکردها استقرار و نهادينه نمودن تفکرات سنتي در راستاي سرکوب جامعه زنان است.
متأسفانه چندي است که دانشگاه پلي تکنيک شاهد برخوردهاي زشت و زننده با دانشجويان بوده است برخوردهائي که آشکارا آگاهي و شان دانشجو را ناديده مي انگارد. سختگيري در ورود دانشجويان بهدانشگاه وراندازي قيافه آنان، دخالت انتظامات در راستاي تصميمات مديريت دانشگاه در حريم خصوصي افراد و اعمال حدود و ثغور سليقه اي در موارد متعدد، تذکر بهنوع و رنگ لباس و نوع آرايش و پيرايش دانشجويان موجب خدشه بر ارزشمندي شان دانشجو و دانشگاه بوده و توهين مستقيم بهشعور آنان است. در حاليکه حريم خصوصي افراد حوزه حيثيت و حقوق وي است. قانون اساسي آشکارا همگان را از تعرض بهحيثيت بهحقوق اشخاص منع نموده است.
ترديدي نيست که هر کس با هر وضع و پوششي نمي تواند وارد دانشگاه شود اما اين دليل نمي شود که در توجيه تفکرات تحميلي بر داشنگاه بهنام شرع و بر خلاف ان، انتظامات را بهوراندازي چهره و ظاهر دانشجويان بويژه دختران موظف سازد و از ورود برخي از دختران بهداشنگاه خودشان جلوگيري کرد.
گرفتن کارت دانشجويان و تهديد آنان بهاحضار کميته انظباطي و بهطور کلي برخوردهاي از اين دست جز سلب آرامش روحي و رواني دانشجو و تنش آفريني برايند ديگري نخواهد داشت. تاسف بارر آنکه اين اقدام بهنام اسلام و از سوي مديريت دانشگاه صورت مي پذيرد. با وجود چنين فضائي چکونه مي توان پويائي و بالندگي جامعه دانشگاهي را انتظار کشيد؟
ما امضاکنندگان اين بيانيه ضمن اعلام اعتراض خود نسبت بهاين گونه برخودهاي سليقه اي و خرد ستيزانه نسبت بهتداوم و تکرار اين گونه برخوردها هشدار داده و از مسئولان دانشگاه پايان دادن و توقف اين روند را خواستاريم.
جمعي از دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک
بيانيه شوراي صنفي
جامعه دانشگاهي پلي تکنيک
براساس اصول اوليه اخلاقي و ديني همواره احترام بهشخصيت انساني امري ضروري بوده و تساوي حقوق زن و مرد از طبيعي ترين مسائل جوامع امروز است. اما متأسفانه شاهديم که امروزه حتي در دانشگاه بهعنوان يک محيط آکادميک نيز اين اصول زير پا گذاشته شده و آپارتايدهاي جنسي موجود در جامعه و افزايش فشار بر زنان و دختران غير قابل تحمل گشته است.
دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير که مشروعيت از راي مستقيم دانشجويان مي گيرند بهعنوان مرجع اصلي دفاع از حقوق صنفي دانشجويان و در حمايت از فعاليت هاي آنان که اقدام بهجمع آوري امضا براي بازيابي حقوق طبيعي خود نموده اند، اين برخوردها و فشارها را محکوم نموده و در راستاي حفظ شخصيت دانشجويان و جلوگيري از هر نوع توهين بهاين قشر فهيم جامعه خواستار لغو فوري اين برخوردها مي باشند ».
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
يادداشت كوتاه
داشتم به اين فكر مي كردم كه چرا اصلا از اولش اين وبلاگ را درست كردم. چون اصلا اينطوري نيست كه وقت زيادي داشته باشم. برعكس, به زور مي رسم بروز كنم. ولي هميشه احساس ميكنم به اين كارم نياز دارم چون ميخوام حرفهام رو بزنم حتما حرفهام رو خوب حس ميكنيد شايد هم نه با من هم نظر نباشيد به هر حال اولش تو ذهنم اين بود مردم رو ”آگاه“ كنم. چون فكر مي كردم كه شايد نمي دانند, نمي بينند, نمي شنوند. اما تازه فهميدم كه مشكل ملت ما اين چيزها نيست. اونها هم خوب مي بينند و هم خوب همه چيز را حس ميكنند اخه مگر ميشه كسيكه اين همه روزانه با انواع و اقسام مشكلات و بدبختي دست به گريبانه اينها رو حس نكنه؟ پس مشكل چيه؟ حتما شما هم به اين خيلي فكر كردين درسته؟من نه جامعه شناسم ونه يك متخصص در امور انساني اما تا اونجايي كه خودم ميبينم و حس ميكنم مشكل اينه كه فكر ميكنيم اين بدبختي ها و مصيبت ها اونقدر عظيم هستش كه نميشه تغييرش داد. و اين دقيقا چيزيه اونها ميخوان. منظورم رو ميفهميد ديگه؟؟؟؟؟؟؟
من از بدبختي هاي مردم زياد مي شنوم و از شما چه پنهان خودم هم درگيرش هستم. من يك دانشجو هستم و عضو انجمن نداي ازادي .خب شايد بپرسيد كه چرا عضو اين انجمن شدم .اونهم انجمن زنان! چون نمي خوام مثل بقيه دخترها و زنان نيمي از مردان حساب بشم و هيچ كاري هم در اين باره نكنم...
بهرحال خيلي چيزها مي شنوم و يا در وبلاگ هاي مختلف مي خوانم. برخي از اين نوشته ها خيلي قشنگ است. برخي انگيزاننده. ولي اينجاست كه احساس ميكنم همه چيز در قالب كلمات است و نه بيشتر. يعني بيشتر از اين نيست. شايد بعضي ها با خودشون بگويند كه بيش از اين چكار مي شه كرد؟ تازه خود اينكار هم خيليه, درسته؟ من راستش زياد نمي دونم اما مي دونم كه از اين وضع خسته شدم. يا شايد بيشتر از خسته شدن. ديگه برام غيرقابل تحمل شده. البته مي دونم كه اين وضع همه است. با خودم فكر مي كنم كه تا چه حد بايد غيرقابل تحمل بشه كه يك كاري كنيم. نمي دونم چكار. با خودم فكر مي كنم كه مگر انسان چقدر ظرفيت داره كه زير ستم زندگي كنه. كاشكي خدا به انسان اينقدر ظرفيت نمي داد...
من از اين دسته نيستم كه فكر كنم اين رژيم اصلاح مي شه. نه, اين حرف با خاتمي اومد و تمام شد. از نظر من اين رژيم بايد بره. يعني كاملا بره. هر روز با خودم فكر مي كنم كه من در اين راستا دارم چكار مي كنم. بعضي اوقات يك اطلاعيه بخش مي كنم, توي يك كنفرانس يا جلسه شركت مي كنم و شايد بتونم بگم كه عذاب وجدانم يك كمي كم مي شه. ولي دارم خودم را گول مي زنم. بعضي اوقات بهم بر مي خوره كه آيا من فقط از عهده همين كار بر مي آيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب, فقط مي خواستم كمي احساساتم را بنويسم. به نظر شما راه حل چيه؟ حتما نظرات و ديدگاههاي خودتون را برايم بنويسيد. تا بعد
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
دانا نادان را مي شناسد چراكه خود زماني نادان بوده است ولي نادان ، دانا رانمي شناسد چراكه هرگز دانا نبوده است
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
آدمي كه در نبرد زندگي مي خندد , قابل ستايش است

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
حمایت از روز جهاني كارگر
ما معتقد هستيم كه وقتش رسيده كه دست در دست هم بدهيم تا آزادي و دموكراسي را در ايران عزيزمون محقق كنيم.
آزادي هيچوقت انتظار ما را ندارد. ما بايد در طلبش از دل و جان دريغ نكنيم , چه در هيچ جايي از زواياي تاريخ سراغ نداريم آزادي و دموكراسي سهل و ساده تحصيل شده باشد.
زنده باد آزادي, دموكراسي و برابري
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
يك روش ديگر براي سركوب زنان
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
آخرين وضعيت زنان بازداشت شده
بانوان بازداشت شده در پارك لاله بهصورت غيرقانوني و ظالمانه در بند زندانيان جرائم عادي نگهداري ميشوند. يك فعال حقوق زنان از تهران روز چهار شنبه 15/1/86 ضمن دادن اين خبر گفت طبق خبر دريافتي مأمورين رژيم، بانوان ناهيد كشاورز و محبوبه حسين زاده را كه اخيرا بهناحق در پارك لاله دستگيرشده اند بهاوين منتقل كرده اند اما بهجاي اين كه اين بانوان كه هيچ جرمي مرتكب نشده اند را حداقل بهعنوان فعالين حقوق زنان در بند 209 نگهداري نمايند آنها را بهميان بندي كه زندانيان جرائم عادي نگهداري مي شوند منتقل كرده اند.
حكومت آخوندها با اين ترفند عملاً يك نوع شكنجه روحي رواني را بهاين بانوان تحميل مي كند و ازطرفي مي خواهد وانمود كند كه اين بانوان بازداشت شدگان حقوق زنان نيستند و جرائم عادي مرتكب شده اند.
اين فعال حقوق زنان گفت من خبردار شدم كه امروز وكلاي اين بانوان دادگاه انقلاب رژيم مراجعه كرده اند اما مقامات مربوطه حتي اجازه پيگيري موضوع را بهوكلا نداده اند.
حكومت آخوندها بهشدت از ابزار كفالت و وثيقه ناموجه براي اسير كردن انسان ها و بهويژه فعالين سياسي و اجتماعي بهصورت بسيار ضدانساني بهره برداري سوء ميكند. امري كه يكي از نشانهي هاي فاحش نقض حقوق اوليه بشر مي باشد.
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
97 درصد زندانيان زن خراسان جنوبي معتاد هستند
در اين خبر همچنين خواندم كه 97 درصد زندانيان زن در اين استان معتاد بهمواد مخدر هستند که 26 درصد آنان غير بومي و اغلب بدون آموزش از سيستان و بلوچستان بهخراسان جنوبي منتقل شده اند.
يك مقام خراسان جنوبي گفت كه ”اجراي طرحهاي آموزشي و پيشگيري از مواد مخدر، مهارت هاي اساسي زندگي و تنظيم خانواده و طرح آموزش خانواده زندانيان از مهم ترين برنامه هاي سازمان زندانهاي خراسان جنوبي درسال جاري خواهد بود”.
كشك! اينها بيشتر انرژي خودشان را روي آباد كردن زندانها و ساختن زندانهاي بيشتر مي گذارند! سرچشمه اين همه مواد مخدر از خود حكومت است. چطور است كه اين حكومت در داخل ايران اين همه به قول خودش ”امنيت را برقرار مي كند“ و به قول من سركوب مي كند اما نمي تواند يك سري مرزهاي مشخص كه مواد مخدر از آنجا رد مي شود را ببندد؟ بايد در نظر داشته باشيم كه در مورد يك رژيم مستبد صحبت مي كنيم كه به راحتي مي تواند همانطور كه كشور را كنترل مي كند مرزها را هم كنترل كند. بسيار روشن است كه مقامات در اين بهران مواد مخدر در كشور دست دارند. فرمانده سابق سپاه پاسداران هم اخيرا خودش به زبان خودش اين امر را فاش ساخت.
البته همه ما اين را مي دانيم. خيلي چيزهاي بيشتري هم مي دانيم. وقتشه كه كاري كنيم. ديگه تا كي اين وضع رو تحمل كنيم... تا زماني كه همه دختران وطنمون در چاه اعتياد بي افتند؟ تا زمانيكه همه دختران خردسال به دست اين حكومت به شيوخ دبي فروخته شوند؟ بايد برخيزيم و از هيچ كاري در راستاي آزادي خودمون از دست اين دين فروشان دريغ نكنيم. زنده باد آزادي, مرگ بر استبداد و تبعيض جنسي
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386
يك شبي پروانگان جمع آمدند...
دوشنبه بیستم فروردین 1386
به ما گفتند حالا یک مدت باید بروید و بیایید تا جواب بگیرید!
صبح روز شنبه 18 فروردین خانواده های اعضای بازداشت شده کمپین برای پیگیری وضعیت ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. در آنجا نیز اجازه دیدار با قاضی یا بازپرس پرونده داده نشد . صدیقه کشاورز می گوید به ما گفتند حالا یک مدت باید بروید و بیایید تا جواب بگیرید. فقط گفتند برای ملاقات و همچنین تحویل لباس می توانید به زندان اوین مراجعه کنید ما هم به اوین رفتیم و ناهید و محبوبه را دیدیم .ناهید و محبوبه حسین زاده خودشان هم شب گذشته با خانواده هایشان تماس تلفنی گرفته بودند . محبوبه گفته است که در بند زنانی هستند که مرتکب قتل شده اند :« واقعا چهره تمام قوانین تبعیض آمیزی را که نقد می کنیم به طور عینی اینجا می بینیم. بند تنبیهی خیلی بد بود، خودزنی و دیگرزنی زیاد بود و خیلی احساس خطر می کردیم. رد چاقو روی بدن همه آنها وجود داشت ولی خودشان که مقصر نیستند. آنها خیلی وضعیت بدی دارند، هیچ کس هم کاری به کارشان ندارد. واقعا باید شرمنده بود از شرایطی که آنها دارند و کسی هم احساس مسئولیت نمی کند.»محبوبه و ناهید از یاری و لطف زنان دربند عمومی گفته اند اما تاکید کرده اند که زندانیان این بند هم در شرایط نابرابری بسر می برند. ناهید گفته است « اینجا سلسله مراتب خیلی وحشتناک است. یکی ازبچه ها غش کرده بود ومن رفتم به مسئولان زندان گفتم حالش خیلی بد است باید برود بهداری، گفتند ببین این چقدر پررو است هنوز نیامده حرف می زند، من هم گفتم من اگر فعال حقوق زنان هستند بیخود می کنم خودم را فعال حقوق زنان بدانم ولی وقتی یکی جلوی چشمم پرپر می زند حرف نزنم ! اینجا یک جور زندان در زندان است و سلسله مراتب بیداد می کند. کار مسئولان را زندانی ها انجام می دهند آنها هم سلسله مراتب خودشان را دارند. اینجا همه چیز را باید خرید. آنهایی که وضعیت مالی خوبی ندارند برای بقیه کار می کنند. مثلا یک زن جوانی هست که مانند دخترکان معصوم می ماند شوهرش را کشته، ملاقاتی ندارد و اهل سراب است. برای زندانی ها مخصوصا زندانی های مالی کار می کند و هرکدام به او هفته ای 300 تومان می دهند. می دانی یعنی چی؟! هیچی !» طبق گفته آنها وضعیت بهداشتی و غذایی زندان هم چندان رضایت بخش نیست.سایت زنستان-86.01.19 دوشنبه بیستم فروردین 1386
تيتر هروئين و خودكشي زير چادر، فاجعه زنان ايراني
دوشنبه بیستم فروردین 1386
فراخوان اعتصاب معلمان كشور در سال ۸۶، در اعتراض به ادامه بازداشت معلمان
دوشنبه بیستم فروردین 1386
حکم شلاق برای دختر و پسر جوان در بندر انزلی
شنبه هجدهم فروردین 1386
با تشكر از كيان مهر كه ادامه اش را داد: مردان کوچک مخالفت میکنند و مردان بزرگ مبارزه



